تبليغاتX
تورکون یاشادیغی هر یئرده

قصه با دیگر قالبهای نگارشی چه تفاوتی دارد؟

-          گزارش

-          مقاله

-          تاریخ

-          خاطره

-          سفرنامه

-          زندگینامه

-          قصه

-           

متن از کتاب  "قصه چیست؟ / مهدی حجوانی"  است.

………

شوق قصه شنيدن و قصه خواندن در دوره هاي مختلف زندگي (كودكي، جواني و بزرگسالي) هم محدوديت زماني ندارد و حتي در كودكي از شدت و تاثير بيشتري برخوردار است. قصه خواندن زمينه اي براي تربيت و راهنمايي فكري و روحي كودك است. علاقه بچه ها به قصه تا حدي است كه خط و شيوه زندگي و فرهنگ و اخلاقشان از آن تاثيري مي گيرد. به اين ترتيب وقتي با قصه به عنوان عاملي براي انتقال فرهنگ و تربيت نسل رو به رو مي شوي، اهميت و جايگاهش را بهتر مي شناسي.

رهايي «علاقه به قصه» از عامل زمان را مي تواني از حضور هميشگي اش در تاريخ اجتماعي و سياسي هم نتيجه بگيري. تاثيري كه قصه ها بر دستگاههاي اجرايي و حكومتي وبه طور كلي شرايط اجتماعي گذشته اند، مويّد اين نكته است. در اينجا گوشه هايي از مقالات «هاينريش بل» و بخشي از مقدمه كتاب خاطرات خانه مردگان نوشته «فئودور داستايوسكي» و كتابهايي كه دنيا را تغيير دادند نوشته «رابرت بي داونز» را برايت نقل مي كنم.

«شكي نيست كه انقلاب فرانسه، تا حدود زيادي مديون ادبيات دهه ها و سالهاي قبل از انقلاب آن كشور است، همچنان كه انقلاب روسيه و الغاي بردگي در آمريگا و.... اصلاح وضع زندانها و تجديد نظر اصولي در مورد خانه هاي مستمندان و مدارس انگليسي، تا حدو زيادي مديون داستانهاي چارلز ديكنز بود.

همچنين، انتشار كتاب خاطرات خانه اموات نوشته فئودور داستايوسكي اثري عظيم در وضع زندانهاي روسيه ايجاد كرد و مجازاتهاي بدني كه مجرمين رسما بدان محكوم مي شده اند برافتاد در باره اثري كه كلبه عموتوم نوشته هريت بيچراستو در آمريكا ايجاد كرد، نوشته اند: يكي از نتايج آني كلبه عموتوم اين بود كه اجراي قانون بردگان فراري، غيرممكن گرديد. صرف نظر از ايالات جنوبي، در سراسرآمريكا، مردم با مجريان اين قانون از در ناسازگاري و عدم همكاري در آمدند. از اين مهمتر اين رمان، احساسات متراكم ضدبردگي را چنان بر انگيخت كه شايد بتوان گفت جنگهاي داخلي را اجتناب ناپذير ساخت... به طوري كه آبراهام لينكلن، در سال 1682 هنگام بازديد خانم استو (نويسنده كتاب) از كاخ سفيد، اظهار داشت: اين خانم كوچك، كتابي نوشت كه اين جنگ بزرگ را پديد آورد. ضمنا بي مورد نيست گفته چارلز سامنر(محقق آمريكايي) را بياوريم كه: اگر كلبه عمو توم نوشته نشده بود، آبراهام لينكلن نمي توانست به رياست جمهوري ايالات متحده برسد... بديهي است كه الغاي بردگي، به همت يك تن انجام نگرفت و نمي توانست انجام گيرد، امّا از لحاظ نفوذ و تاثير يك يك افراد، نفوذ و تاثير نويسنده كلبه عموتوم، پردامنه تر و عظيم تر از همه بود.»

……….

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

"نگاهي به تاريخچه رسميت زبان تركي در ايران"- مئهران باهارلي

 
 
زبان رسمي و يا دولتي، زباني است كه از سوي يك دولت بدان موقعيت قانوني ويژه اي مانند كاربرد در امور اداري، مجلس قانونگذاري و سيستم قضائي يك كشور و .... اعطا شده باشد

30/10/2009

(خلاصه مقاله "تاريخچه فشرده رسميت زبان تركي در ايران")

 

زبان رسمي و يا دولتي، زباني است كه از سوي يك دولت بدان موقعيت قانوني ويژه اي مانند كاربرد در امور اداري، مجلس قانونگذاري و سيستم قضائي يك كشور و .... اعطا شده باشد. اين تعريف هرچند مربوط به عصر حاضر است، اما با دقت و صحت كافي مي توانند در باره زبانهاي دولتي در تاريخ نيز بكار برده شود.

 

به گواهي هزاران سند و مدرك تاريخي، زبان تركي اقلا در يك هزار سال اخير - در برخي دوره ها به همراه فارسي و اغلب بدون آن- يكي از زبانهاي رسمي و دولتي دولتهاي توركي حاكم بر اراضي ايران امروزي بوده و در صدور فرمانها، مكاتبات نهادهاي گوناگون دولتي، انتشارات و اسناد و مدارك رسمي دولتي، ديپلماسي بين المللي و ارتباطات ديپلماتيك خارجي، مناسبات رسمي بين سران دولتها، چاپ اسكناسها و ضرب سكه و ... بكار رفته است. برخي از اين دولتها عبارتند از دولت بستام (ويستهام)، بني ساج، سالاريان (كنگريان)، سيمجوريان، سبكري، قاراتگيني، غزنويان (سبك تكيني)، خوارزمشاهي (انوش تكيني)، سلجوقيان كبير، سلجوقيان خراسان، سلجوقيان كرمان (آل قاورد)، سلجوقيان اصفهان، سلجوقيان لرستان (برسقيان)، سلجوقيان همدان-آزربايجان، سلجوقيان عراق-آزربايجان، شوملا (شمله) افشار-عربستان (خوزستان)، قتلق خانيان كرمان (قاراخيتاي)، آق سنقريان (احمد يليان)، اتابكان آزربايجان (ايلدنيزيان)، آل پيشگين، اتابكان فارس (سالغوريان)، اتابكان يزد، ايلخانيان (هلاكوئيان)، جلائريان (ايلكانيان)، چوپانيان (آل سلدوز)، ارغون شاهيان، اينجوئيان (آل مظفر)، تيموريان (كوركانيان)، تيموريان خراسان، تيموريان اصفهان، شيروانشاهان، قاراقويونلوها (بارانلوها)، آغ قويونلوها (بايندريه)، صفويه (قزلباشيه)، افشاريان، خانات آزربايجان (افشار-اورميه، كنگرلو-ماكو، بيگلر بيگي-تبريز، بدير اوغلو-اردبيل، دنبلي-خوي، شقاقي-سراب، گرگر، نمين، خياو، قاراداغ، مراغه، ...)، قاجاريان، حكومت ملي آزربايجان.

 

زبان تركي، زبان رسمي دربار، سلاطين و هئيت حاكمه: مهمترين مصداق رسمي و دولتي بودن يك زبان، كاربرد آن از سوي هئيت حاكمه و در گذشته سلاطين و دربار است. در متون تاريخي بيشماري به كاربرد زبان تركي به عنوان زبان سلاطين و دربار و هئيت حاكمه در دوره اسلامي ايران و در برخي از موارد پيش از آن اشاره شده است. اين كاربرد به تنهائي براي اثبات رسمي بودن زبان تركي در عهد اين دولتها كافي است. زبان كاري سلاطين و پادشاهان ترك، تركي بوده است و بسياري از آنها مانند سلطان سنجر اصلا فارسي نمي دانسته اند و يا مانند ناصرالدين شاه به سختي به آن تكلم مي كرده اند.

 

نخستين نمونه حضور زبان توركي به عنوان زبان رسمي و دولتي درباريان و شاهان در دربارهاي دولتهاي حاكم بر اراضي ايران مربوط به عهد دولت ساساني و دوره هرمز چهارم نوه ايستمي خان خاقان دولت گؤك تورك مي باشد و اوج آن مربوط به دوره صفوي است. در دوره صفوي تركي، زبان دولتي و رسمي اين دولت بود. شاهان، سران دولت و افسران عاليرتبه نظامي قيزيلباششان در دربار و ارتش، چه در تبريز، چه در اصفهان و چه در قزوين، به تركي سخن مي گفتند. دولت بالكل تحت حاكميت تركان قرار داشت و سران دولت همه ترك بودند. آخرين نمونه ها مربوط به دوره قاجار است. در دوره قاجار زبان تركي، زبان دربار و سلاطين و وليعهد و بنابر اين زباني رسمي و دولتي بود، زبان آريستوكراسي و اعيان و اشراف تلقي مي شد و مورد علاقه و توجه توده مردم نيز بود.

 

زبان تركي، زبان رسمي ارتش و نيروهاي مسلح: پس از دربار، عرصه ديگري كه همواره بر حضور كاربرد زبان تركي به عنوان زبان انحصاري آن در تاريخ دولتهاي حاكم بر ايران اشاره مي شود، ارتش و نيروهاي مسلح است. زبان تركي از دير باز زبان ارتشهاي ايران بوده است. مانند عرصه دربار، در اين عرصه نيز كاربرد زبان تركي منحصر به دوره بعد از اسلام و دوره حاكميت تركان بر ايران نبوده به پيش از آن و دولتهاي غير تركي نيز بر مي گردد.

 

از نخستين نمونه هاي كاربرد زبان تركي در ارتش، نمونه بهرام گور فرزند یزگرد یکم پادشاه ساسانی بود كه در سال ۴۲۰ میلادی بر تخت پادشاهی نشست مي باشد. در تاريخ زين الاخبار يا تاريخ گرديزي كه بيش از يك هزار سال قبل در سال 444 هجري تأليف شده، چنين گفته مي شود: "بهرام گور به هر زبان سخن گفتي، به وقت چوگان زدن، پهلوي گفتي و اندر حربگاه، تركي و اندر مجلس، با عامه دري گفتي، ...". آخرين نمونه ها مربوط دوره احمد شاه قاجار است. فرمانده گارد قزاق محافظان احمدشاه، و والي نظامي ايالت آزربايجان، سرلشگر عبدالله خان امير طهماسبي نطقها و گزارشات نظامي خود به پادشاه را به تركي به عرض مي رساند.

 

زبان تركي در مكاتبات ديپلماتيك خارجي: زبان تركي در دوره هاي گوناگون به عنوان زبان رسمي و دولتي در مكاتبات ديپلماتيك خارجي نيز به كار رفته است. مشهورترين اينگونه مكاتبات، مكتوبات تركي سلاطين صفوي به پادشاهان كشورهاي اروپائي است كه در موزه هاي گوناگون جهان نگهداري مي شوند. از اين دسته است نامه شاه تهماسب اول (١٥٧٦- ١٥٢٣) به امپراتور عثماني سلطان سليم (١٥٧٣- ١٥٦٦)، نامه صفي شاه اول صفوي (١٦٤٢- ١٦٢٨) به امپراتور اتريش و پادشاه مجارستان فرديناند دوم، و نامه حسين شاه صفوي (١٧٢٢-١٦٩٤) به دوك ساكسون و پادشاه لهستان فردريك اوگوست نعل شكن، هر سه به زبان تركي آزربايجاني. در اين دوره براي نگارش ديواني تركي اداره و كارمندان ويژه اي اختصاص داده شده بود. زبان دولتي تركي، فارغ از موقعيت جغرافيايي پايتخت امپراتوري تركي –آذربايجاني صفوي، هم در آذربايجان (تبريز و قزوين) و هم در فارسستان (اصفهان) بكار ميرفته است. كاربرد رسمي زبان تركي محدود به عرصه خاصي نبوده و دايره ي گسترده اي از احكام و فرامين و مكاتيب و مراسلات ديپلماتيك تا امان نامه را شامل ميشده است. طيف مخاطبان نه تنها شامل مقامات ايراني و مردم ايران (كه زبان ملي اكثرشان تركي بود) و يا سلطان عثماني و ديگر سلاطين ترك همزبان و همتبار و همدين بوده، بلكه پادشاهان روسيه و مجارستان و اتريش و لهستان و ... را نيز در بر ميگرفته است.

 

زبان تركي در روابط سياسي خارجي: در تاريخ دولتهاي تركي ايران، زبان تركي به عنوان زبان رسمي در روابط سياسي خارجي اين دولتها نيز بكار رفته است. كاربرد زبان تركي به عنوان زبان رسمي سران دولتها و بويژه شاهان در روابط خارجي و ديدار با شاهان و سران دولتهاي ديگر، نه تنها در همه دولتهاي تركي حاكم بر ايران ديده مي شود، حتي در دوره دولت پهلوي نيز شايع بوده است. چنانچه رضاخان در ديدار رسمي با آتاترك طي سفر خود به تركيه، به زبان تركي سليس صحبت كرده است. در طول تاريخ، بسياري از سفراي دولتهاي تركي ايران نيز صرفا زبان تركي را كه زباني رسمي و دولتي بود مي دانسته اند و در روابط خارجي بكار مي بردند. به عنوان مثال سفير شاه عباس موسي بيگ در هند جز زبان تركي نميدانست. محمد رضا بيگ سفير ايران در پاريس (١٧١٥) نيز زبان فارسي را بلد نبود.

 

زبان تركي در ثبت عهدنامه هاي بين دولتها: كاربرد زبان تركي به عنوان زبان روابط خارجي، محدود به ارتباطات شفاهي نبوده بلكه عرصه ديپلماسي مكتوب و ثبت عهدنامه ها را نيز شامل مي شده است. به عنوان مثال متن پيمان قصر شيرين منعقده با دولت عثماني در سال ١٥٣٩ تنها به زبان تركي نوشته شده است.

 

زبان تركي، زبان رسمي در صدور فرامين داخلي: يكي از مهمترين مصاديق كاربرد زبان تركي به عنوان زبان رسمي و دولتي در امور اداري، استفاده از آن در صدور فرامين داخلي است. نمونه هاي متعدد اينگونه فرامين تركي در موزه ها و كتابخانه هاي جهان پراكنده است. به عنوان مثال فرمان شاه اسماعيل (١٥٢٤-١٥٠٢) و امان نامه شاه عباس دوم صفوي (١٦٦٦-١٦٤٢) به منوچهرخان بيگلربيگي شيروان، هر دو به زبان تركي آزربايجاني

 

سكه ها و اسكناسها، گواه دولتي بودن زبان تركي در ايران: از مهمترين عرصه هاي دولتي بودن زبان تركي در تاريخ ايران، كاربرد آن در اسناد رسمي دولتي و در راس آنها سكه ها و اسكناسها است. نوشته هاي توركي بسيار پيشتر از آنكه نخستين كلمات فارسي بر پولها ظاهر شوند، بر پولهاي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي ايران امروزي بكار رفته اند. كاربرد زبان فارسي بر سكه ها در اراضي ايران امروزي، پديده اي نسبتا جديد بوده و مربوط به قرن شانزده در عصر صفويان و حمله اشرف افغان به فارسستان آنهم در فرم شعر است. پيشتر از آن، و بر خلاف زبان تركي، زبان فارسي هرگز بر سكه ها بكار نرفته بود. قريب به تمام دولتهاي توركي حاكم بر آزربايجان و ايران امروزي، زبان، كلمات، عبارات و نوشته هاي توركي را در پولها (سكه ها، اسكناسها)، مهرها، طغراها، توقيعات، فرمانها، نامه ها و ديگر اسناد رسمي دولت خويش بكار برده اند. خطوط بكار برده شده در ثبت اين نوشتجات توركي، عربي، اويغوري، چيني حتي رونيك گؤك تورك بوده است. به عنوان نمونه دور تا دور نخستين اسكناسها ويا چاوهاي تورك عباراتي به خط توركي ختائي و يا اويغوري درج شده است. بر سكه هاي سلسله هاي موغولي تورك، عباراتي توركي مانند "قوتلوق بولسون" (مبارك باد) چاپ شده است. بر سكه هاي چنگيزخان عبارت تركي "قاآن العاديل، چنگيز خان′ينگ يارليغي" (حكم شاهنشاه عادل، چنگيز شاه) ديده ميشود. نمونه ديگر اسكناس چرمي نادرشاه افشار است كه بر آن جمله  كوتاه توركي "دئمه گؤتور" نوشته شده بود. جمهوري (حكومت ملي) آزربايجان تاسيس شده در سالهاي جنگ جهاني دوم، نخستين دولت توركي و آزربايجاني در ايران و آزربايجان جنوبي است كه اسكناسهاي ملي و ديگر اسناد دولتي خود را، منحصرا به زبان تركي چاپ و نشر داده است.

 

زبان تركي، زبان رسمي قورولتايها (مجالس مشورتي): كاربرد زبان تركي در قورولتايها، نهادهايي كه معادل مجلسهاي موسسين و قانونگزاري معاصر اند، يكي ديگر از عرصه هاي كاربرد اين زبان به عنوان زباني رسمي و دولتي در ايران است. اسناد و مدارك تاريخي موجود نشان مي دهند كه در همه قورولتاهاي دولتهاي تركي حاكم بر ايران، زبان بكار برده شده زبان تركي بوده است. برجسته ترين نمونه، قورولتاي موغان در دوره نادر شاه افشار است. زبان رسمي اين قورولتاي تركي بوده و خود نادرشاه نيز با همه مدعووين و مهمانان داخلي و خارجي، صرفا به تركي صحبت كرده است.

 

زبان تركي، زبان يادمانهاي تاريخي: يكي ديگر از مصاديق رسمي و دولتي بودن زبان تركي در تاريخ ايران، كاربرد آن در يادمانهاي تاريخي برپا شده توسط دولتهاي تركي حاكم بر ايران و سلاطين و مقامات اين دول تركي است. دو نمونه مهم از اينگونه يادمانهاي دولتي با متون تركي، سردر حرم امام علي در نجف عراق و سنگنوشته معروف به كتيبه نادري و يا كتيبه كلات در ايران است. اين دو يادمان به امر نادرشاه افشار و با اشعار تركي برپا گرديده اند.

 

زبان تركي، زبان رسمي نهاد دولتي ملك الشعرائي: در گذشته ملك الشعرائي مقامي رسمي و دولتي بود و از سوي پادشاه اعطا مي شد. زباني كه ملك الشعراها در سرودن اشعار خود از آن استفاده مي كردند، زبان رسمي و دولتي دولت مذكور بوده و سروده هاي آنها نيز داراي ارج و منزلت اسناد رسمي بوده است. زبان تركي–در برخي مقاطع حتي به تنهائي- زباني رسمي نهاد ملك الشعرائي در دولتهاي تركي بوده است. به عنوان نمونه در دوره شاه اسماعيل صفوي، حبيبی شاعر تركي سراي معروف متولد برگشاد، ملک الشعرای دربار امپراتوري صفوي بود و شعری به فارسی از او در دست نيست. اين بدان معني است كه در عهد وي، تركي يگانه زبان رسمي و دولتي دولت صفوي بوده است. در برخي موارد نيز همزمان دو منصب ملك الشعرائي يكي براي تركي و ديگري براي زبان ديگري مانند فارسي وجود داشته است. به عنوان مثال تاثير تبريزي، ملك الشعراي دوره شاه سليمان و شاه سلطان حسين، داراي منصب ملك الشعرائي تركي بوده است. (از سروده هاي رسمي وي: قصيده تركي در مدح شاه سليمان الصفوي، قصيده تركي به مناسبت جلوس به تخت شاه سلطان حسين الموسوي، ترجيع بند تركي، مثنوي تركي عيد سروده شده به امر پادشاه، غزل تركي به مناسبت تشريف فرمائي شاهزاده سلطان اكبر ايبن اورنگ زيب).

 

زبان تركي در مراسم مذهبي دولتي: زبان تركي از سوي دولتهاي حاكم بر ايران به عنوان زبان رسمي آئينها، مراسم و تبليغات ديني نيز بكار رفته است. كاربرد زبان تركي به عنوان زبان دولتي ديني حتي پس از سقوط دولت قاجار و در اوان دوره پهلوي نيز ادامه داشته است. چنانچه در منابع تاريخي از شركت رضاخان (سرادر سپه) در مراسم عزاداري عاشورا در مسجد تركان (مسجد شيخ عبدالحسين) و خواندن نوحه تركي سخن گفته مي شود.

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

لاچین درگی‌سی‌نين بيرينجي سايي‌ ياييملاندي.

قیروو ۷, ۱۳۸۸
آلما يولو: لاچین درگی‌سي تهران بیلیم یوردونون اؤیرنجیسل درگی‌سیدیر. بو درگی‌نین بیرینجی سایی اوشاقلار اوچون اؤزل ساییدیر. « الیفبا » آدلی اؤزل سایی‌دا اوشاقلارا الیفبا اؤیرتمکله یاناشی هر بير حرفه اویقون اولان بیر شئعر ده وئريلميشدير. بو درگی‌نین الیفبا اؤیرتمی ایله بیرگه شئعرلر ده دیکله‌مه اولوب دیسکته یازیلمیشدیر. بئله‌لیکله اوشاقلار قولایجاسینا بو اؤزل ساییدان یارارلانا بیلرلر.
بو اؤزل سايي ۵۰۰۰ تيراژ اولاراق ياييملانيب‌دير.

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

معرفی کتاب « زنجان سرزمین اقوام افشار » اثر دکتر محمد خالقی مقدم

قیروو ۳, ۱۳۸۸

بايرام: این كتاب از نخستین كتابهای علمی در سطح استان است كه توسط آقای محمد خالقی‌ مقدم، عضو هیئت علمی كنونی دانشگاه زنجان و نیز عضو هیئت علمی سابق دانشگاه تهران، تالیف شده است. کتاب مزبور برای شناساندن هویت قومی و هویت فرهنگی و هویت تاریخی مردم زنجان از نظر علم جامعه شناسی و مردم شناسی کتابی مفید است. نویسنده مشخصات بسیاری از محله‌ها و عمارات و مسجدها و افرادی كه آنها را در شهر زنجان ساخته‌اند و تا به حال هم برای میراث فرهنگی شهر ناشناخته بوده اند؛ معرفی کرده است. این کتاب از نظر كثرت منابع و ماخذ تاریخی خود، یك كتاب مرجع علمی برای هر شهروند زنجانی است كه بخواهد به هویت تاریخی خود پی ببرد و یا ویژگی‌های تاریخی شهر خود، و یا جغرافیایی تاریخی استان خود را بشناسد و یا قومیت‌های پراكنده در سطح شهرها و روستاهای آن را با دیدگاه نوین علمی مردم شناسی بشناسد. این در حالی است كه در زنجان، كوچكترین منبع اطلاعاتی برای دانشجویان و یا قشر فرهنگی شهر در شناختن و شناساندن هویت تاریخی استانشان وجود نداشت. این کتاب توسط معاونت پژوهشی دانشگاه زنجان به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

ماناس آذربايجانجا نشر اولوب.

آلما يولو: دونيا گنج تورك يازارلار بيرلي‌يي سيته‌سي‌نين وئردي‌يي خبره گؤره ماناس ائپوسو (حماسه‌سي)قوزئي‌ده نشر اولوب.
بو سيته‌نين يازديغي خبره گؤره: اوکتيابرين ۱۵-ده آذربايجان يازيچيلار بيرلي‌يي‌نين ((AYB) ) ” ناتوان ” کلوبوندا شاعير، پوبليسيست، تدقيقاتچي عاديل جميلين اويغونلاشديرماسيندا چاپدان چيخان قيرغيز ائپوسو ” ماناس “ين (نثر واريانتي) تقديمات تؤره‌ني کئچيريليب.
آيب- نين کاتيبي عاريف امراه اوغلو، خالق شاعيري فيکرت قوجا، فيلولوق عاليم شيرينديل آليشانلي، تورکولوق نيظامي تاغي‌سوي، يازيچي ناهيد حاجيزاده، شاعيرلر ايلياس تاپديق، اوقتاي ريضا، ماهيره آبدوللا، اکبر قوشالي، سليم بابوللا اوغلو و باشقالاري تکجه قيرغيزلارين دئييل، عومومن تورک دونياسي نين، بوتؤولوکده دونيا مدنيتي نين بؤيوک حاديثه‌سي اولان، تورکون سوي‌کؤکو، تاريخي، ياشامي حاقيندا گئنيش بيلگيلر وئرن ” ماناس ” دان؛ اونو آذربايجانجايا اويغونلاشديرميش عاديل جميل-ين ائپوس اوزرينده اوزون موددت‌لي تدقيقاتلاريندان دانيشديلار؛ آيريجا تدقيقاتچيني ۵۵ ياشي‌نين تامام اولماسي موناسيبتي ايله تبريک ائتديلر.
قئيد ائدک کي، ” ماناس ” اؤز حجمي اعتيباري ايله دونيانين ان بؤيوک ائپوسودور. آ.جميل داها اؤنجه‌لر ائپوسون موعين حيصصه‌لريني ديليميزه نظم فورماسيندا اويغونلاشديرسا دا، بو کيتابيندا Keneş Yusupov -ون نثر شکلينه سالديغي واريانتيندان ايستيفاده ائديب. کيتاب AMEA فولکلور اينستيتونون علمي شوراسي‌نين قراري ايله نشر اولونوب
(رئداکتورو: پروف.در حوسئين ايسماعيلوو، نشره مسئول: در. عزيز علي اکبر لي).

http://www.dgtyb.org/news/557.html

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

اعتراض به تيتر خبر آيت الله منتظري به نقل از ساوالان سسي

مئهران باهارلي

در سايت اخبار روز خبري درج شده كه به خواننده همچو فكري را القا مي كند كه گويا آيت الله منتظري در جواب عده اي آذربايجاني، خواستار رعايت حقوق مدني و فرهنگي آذربايجانيها شده است. تيتر خبر مي گويد كه "حقوق ملی و مدنی آذربایجانی ها باید رعایت شود-پاسخ آیت آلله منتظری به پرسش های جمعی از فعالان آذربایجانی".

 http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=24701

تيتر اين خبر جعلي است و مي بايد اصلاح شود. پاسخ آيت منتظري ربطي به آزربايجانيها ندارد، مربوط به تركها - چه ساكن در آزربايجان و چه خارج آن- است. در پاسخ آيت الله منتظري كلمه اي در باره "آذربايجانيها" وجود ندارد. در اين پاسخ از تركها، زبان تركي، هويت تركي و ... سخن گفته مي شود و موضوع و مخاطب آن نه آزربايجانيها، بلكه تركها هستند.  

آزربايجاني نام يك ملت و يا گروه ملي نيست. مجموعه افرادي است كه در منطقه اي به نام آزربايجان ساكنند و يا بدان منسوبند، اين افراد مي توانند داراي مليتهاي گوناگون مانند ترك، فارس، كرد، تالش، تات، ارمني، آسوري و .... باشند، چنانچه هستند.  

همه مي دانند در ايران  بخش اعظم آزربايجانيها ترك اند و همينطور بخش اعظم تركها آزربايجاني. اما در ايران نه همه آزربايجانيها ترك اند و نه همه تركها آزربايجاني.

 من نمي دانم مسئول اين تحريف و جعل كيست، اخبار روز و يا سايت ساوالان سسي. هرچند با گردشي در سايت ساوالان سسي معلوم مي شود كه مديران و مسئولين اين سايت در تمام گزارشات و اخبارشان به طور اصولي، "ترك" را با "آذربايجاني" عوض مي كنند.

 http://www.savalansesi.com  

اين رفتار، به لحاظ مفهومي نادرست است. زيرا آزربايجاني نام مليت و يا گروه ملي نيست، ترك نام گروهي ملي و مليتي در ايران است و اين دو با هم يكي نيستند. از اينرو "آزربايجاني" و "ترك" را نمي توان هم معني و مترادف شمرد ويا به جاي يكديگر بكار برد.  

جايگزين كردن نام آذربايجاني به جاي نام ترك، براي نخستين بار توسط دولت شوروي انجام گرفت و دسيسه استعماري دولت روسيه در جمهوري آزربايجان بود. شايسته نيست كه مدافعين برابري و حقوق ملت ترك در ايران مبلغ سياستهاي استعماري دولتي خارجي براي محو هويت ملي ملت خويش گردند.  

اين رفتار به لحاظ مسائل حقوق بشري نيز مساله دار است. آزربايجاني ناميدن يك گروه ملي ساكن در آزربايجان (تركها) به معني نفي آزربايجاني بودن گروههاي ملي ديگر ساكن در آزربايجان است و اين رفتاري شونيستي است.

علاوه بر آن در يك جامعه چند مليتي (مانند آزربايجان)، گروه غالب ملي (يعني تركها) را با نامي كه به همه گروههاي ملي آن جامعه تعلق دارد (آزربايجاني) ناميدن، رفتاري نژادپرستانه است. كاربرد نام "آزربايجاني" به جاي نام ملي "ترك"ها، به اندازه كاربرد نام "ايراني" به جاي نام ملي "فارس"ها كاري مهمل و مضحك است.

اينكه چرا بخشي از فعالين سياسي و حقوق بشري ترك كه نام ملي خود را به اشتباه آزربايجاني گمان مي كنند، به اين درجه با نام ملت خود مسئله دار شده اند و يا به اين شدت از آن خوف و واهمه دارند، مساله اي در خور بررسي است. اما فعالان حقوق بشري مي بايد قطعا از رفتارهاي شونيستي و نژادپرستانه بر حذر باشند. و اقلا در نشر اخبار، رعايت امانت را كرده و از تحريف آنها و يا جعل خبرهاي كذب دوري نمايند.  

اولين حق تركها- چه ساكن آزربايجان و چه خارج آن- حق ناميده شدن به نام ملي خودشان ترك و احترام همه به نام ملي وي و دوري از هوس تغيير و تبديل آن است. اين حقيقت را در درجه اول، فعالان حقوق بشري ترك مي بايد آويزه گوش خود سازند و فعاليت حقوق بشري خود را با احترام گذاردن به نام ملي ملت ترك ساكن در آزربايجان و سراسر ايران آغاز كنند. كساني كه حتي به نام ملي گروه ملي خود احترام نمي گذارند، چگونه مي توانند از ديگر حقوق ملي آن گروه ملي حمايت كنند و يا از ديگران همچو انتظاري داشته باشند؟ از اين زاويه، آيت الله منتظري كه در پاسخ خود، نام ملت ترك را همانگونه كه است يعني ترك ذكر كرده ، به مراتبط از فعالين حقوق بشر "آذربايجاني" مذكور آگاه تر، مترقي تر و دمكراتتر است.  

علاوه بر آن اكنون كه مبارزه تركان ساكن در ايران، به عنوان يك ملت و گروه ملي براي احقاق حقوق ملي خود در جريان است و نامه آيت الله منتظري نيز نمونه اي از انعكاس مثبت آن در ميان نخبگان فارس مي باشد، مطرح كردن  بحث آزربايجاني و خراساني و ... در اين مقطع رفتاري كاملا انحرافي است و در راستاي تجزيه و شقه شقه كردن ملت ترك ساكن در ايران بر اساس لهجه و جغرافيا و قبيله و ... است و فقط به نفع نيروهاي سركوب و سياست انكار و امحا مي باشد. فعالان سياسي ترك مي بايد با دوري از سطحي نگري از آلت دست شدن اين سياستها بپرهيزند.

ما بارها دولت ايران و قوميتگرايان افراطي فارس را دعوت كرده ايم كه پيام شعار "هاراي هاراي من توركه م" را بشنوند و از سوداي تبديل و تجزيه ملت ترك به آذري دست بردارند. به نظر مي رسد اكنون نيز مي بايست روي خود را به برخي از فعالان سياسي و حقوق بشري ترك كرده و آنان را دعوت كنيم كه پيام شعار "هاراي هاراي من تركه م" را بشنويد و از سوداي تبديل و تجزيه ملت ترك به آذربايجاني دست برداريد.

Sozumuz, a window opening to the life/culture of the turkish nation of iran/south azerbaijan:

http://sozumuz.blogspot.com/ 

http://sozumuz-turk-dovletler.blogspot.com/

http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/

http://demoqrafi.blogspot.com/

http://tomarlar.blogspot.com/

http://xatun.blogspot.com/

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

میللی حرکتین شیطانلاشدیریلماسی


کومپلو تئوری‌لری (“نظرییه-توطئه”) (تخریبات، قصد نظریه‌لری ) علمی و آکادئمیک فعالیت‌لرده چوخ مقبول ساییلماسا دا، سیراوی اینسان‌لارین اطراف‌لاریندا باش وئرنی تحلیل ائتمک اوچون ان چوخ ایستیفاده ائتدیک‌لری بیر آنالیز چرچیوه‌سی‌دیر. کومپلو تئوری‌لری آغلین قتلگاهی اولسا دا، هر سیاسی تحلیلچی‌نین کیفینده (چانتاسیندا) اولماسی گرکن آنالیز اوصوللاریندان‌ بیری‌دیر. چونکی اطرافیمیزدا باش وئرن بیر چوخ سیاسی، سوسیال، اقتصادی و حربی حادثه‌لرین آرخاسیندا گیزلی بیر ایراده‌نین ده اولماسی احتیمال اولوناندیر. گیزلی ایرا‌دنی کشف ائتمک و آنلاماق بعضن حیاتی درجه‌ده اؤنم‌لی اولور.
 
ایراندا سون پرئزیدئنت سئچکی‌لری عرفه‌سینده و سونراسیندا میللی حرکات اوزرینه تضییق‌لر آرتمیش‌دیر. آذربایجان خالقینا و میللی حرکاتا یؤنه‌لیک تحقیر، تخریبات، پسیخولوژی محاربه و شانتاژ چوخالمیش‌دیر. فارس میللیتچی‌لری آذربایجان میللی حرکاتینی “احمدی نئژادین موتتفیقی” اولا‌راق گؤستریرکن، بعضی اینسان‌لار دا آذربایجان میللی حرکاتی‌نین سؤیلم و شعارلارینی رادیکال اولا‌راق قیمتلن‌دیرمکده‌دیرلر. بوتون بو تضییق‌لرین هدفی بل‌لی‌دیر. مقصد آذربایجان میللی حرکاتینی اساس هدف، سؤیلم و شعارلاریندان‌ اوزاقلاش‌دیرماق و اونو عموم-ایران حرکاتی ایچری‌سینده اریتمک‌دیر. گونئی آذربایجان میللی حرکاتینی “رادیکال”، “فاناتیک” و “فاشیست” بیر جریان اولا‌راق گؤسترمک چاباسی وار. باشقا بیر ایفاده ایله، میللی حرکات شیطانلاشدیریلیر، هر جور یانلیشلیغین، پیسلیگین و رادیکالیزمین قایناغی اولا‌راق گؤستریلیر. میللی حرکاتی شئیطانلاش‌دیرماقلا، اونو اهلیلشدیرمه مقصدی گودولمکده‌دیر.
 
سلطنت-طلب‌لر (مونارخیست‌لر)، یاشیلچی‌لار و دیگر رئژیمه موخالیف قروپ‌لار آذربایجان میللی حرکاتینی هدف اولا‌راق سئچمیش‌لر و اونون دئموکراتیک-اینسانی و حاقلی طلب‌لرینی دونیا ایجتیمایتینه “ایران ایسلام جومهوریتی‌نین” پروژئسی کیمی گؤستریرلر. یوخاری‌داکی جریان‌لار میللی حرکاتین ایچینده ده اؤزلرینه موتتفیق‌لر تاپیب‌لار. بون‌لار دا ایچری‌دن میللی حرکاتین حاقلی طلب‌لرینی “رادیکال”، “فاناتیک” و “آنتی‌دئموکراتیک” اولا‌راق گؤستریرلر.
 
بو گون میللی حرکات هر طرف‌دن تضییق‌لرله قارشی-قارشییا قالمیش‌دیر. ایران ایچینده ایسلام جومهوریتی وار گوجو ایله میللی حرکاتی یوخ ائتمه یی هدفلمیش و آذربایجانا داها اؤنجه هئچ گؤرونمدیگی قدر امنیتی-اطلاعاتی (تهلوکه‌سیزلیک ) باسقی‌سینی آرتیرمیش‌دیر. خاریجده رئژیم موخالیف‌لری ده هئچ گؤرونمدیگی قدر میللی حرکاتا سال‌دیرماقدا‌دیرلار. بون‌لارا پارالئل (مووازی) اولا‌راق، میللی حرکاتین اؤز ایچین‌دن ده میللی شعار و سؤیلم‌لره یؤنه‌لیک شانتاژ، تحقیر و تخریبات دالغاسی داوام ائتمکده‌دیر.
 
گؤروندوگو کیمی، میللی حرکات بیر-بیرینه دوشمن اولان گوج‌لرین بیرلشدیگی نقطه‌دیر. آذربایجان میللی حرکاتی هامی‌نین شیطانی‌دیر و ایندی هامی اونا داش آتیر. آذربایجان میللی حرکاتینا داش آتماقلا، اؤزلرینی داها چوخ “وطن‌پرست”، “ایرانچی”، “دئموکرات”، “مودئرن” و “موترققی” اولا‌راق حیسس ائدیرلر. آذربایجان میللی حرکاتینی دوغرو باشا دوشوب‌لر. آذربایجان میللی حرکاتی جهالتین، خیانتین، ایستیبدادین، ظلمون، هر جور قئیری-اینسانیلیگین، فاشیزمین، شؤوینیزمین، گئری قالمیشلیغین و یوخسولوغون “شیطانی‌دیر”.گونئی آذربایجان میللی حرکاتی گئرچک آزادلیغین، عدالتین، دئموکراتیانین و اینسان حاق‌لاری‌نین جیسیملشمیش حالی‌دیر. اونو شئیطانلاش‌دیرا‌راق، حاق‌لی شعارلارینی الیندن آلا بیلمزلر.
 
میللی حرکات بو مرحله‌دن ده گوچ‌لو، باشاری‌لی و قازانج‌لی اولا‌راق چیخا‌جاق‌دیر. چونکی میللی حرکاتین هئچ بیر شعار و سؤیلمی رادیکال دئییل‌دیر. گونئی آذربایجان میللی حرکاتی‌نین مفکوره‌سی دئموکراتیا، اینسان حاق‌لاری و حقوق اساسیندا فورمالاشمیش‌دیر. آذربایجان خالقی‌نین باشقا میللت‌لرین تورپاغیندا گؤزو یوخ‌دور. آذربایجان خالقی باشقا میللت‌لری تحقیر ائلمیر. آذربایجان خالقی‌نین ایمپئریاچی فیکیر، دویغو و ایراده‌سی یوخ‌دور. آذربایجان خالقی اؤزو اؤزونو ایداره ائلمک ایستییر. داها باشقا بیر کیملیگین ایداره‌سی آلتیندا یاشاماق ایستمیر. بو دوشونجه‌نین هاراسی رادیکال، فاناتیک و فاشیست ماهیت‌لی‌دیر؟! بونا دا حاقی واردیر. میللی شعار و سؤیلم‌لری شئیطانلاش‌دیرا‌راق، آذربایجان خالقی‌نین بو حاقینی هئچ کیمسه الیندن آلا بیلمز. گونئی آذربایجان میللی حرکاتینی یوخ ائتمک پروژئسی نتیجه وئرمه‌یه‌جک. اوزوقارا‌لیق ایسه قاران‌لیق اوتاق‌لاردا گونئی آذربایجان میللی حرکاتینی یوخ ائتمک ایسته‌ین گوج‌لره قالا‌جاق.
 
 عاريف کسکين

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

ممانعت از برگزاری مراسم روز جهانی کودک به زبان ترکی در زنجان

ساوالان سسی : مسئولین امنیتی زنجان از برگزاری مراسم روز جهانی کودک در این شهر ممانعت و عده ای از فعالین فرهنگی آذربایجانی در زنجان را دستگیر و پس از یک روز بازداشت آزاد کردند.

مراسم روز جهانی کودک که قرار بود روز جمعه ۱۷ مهر ٨٨ با خواندن سرودهای ترکی آذربایجانی در مهدکودک قصربازی در کوچه زند زنجان برگزار شود با ممانعت ماموران حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی زنجان و تهدید مسئولین برگزاری این مراسم لغو شد. ماموران همچنین با مراجعه به محل برگزاری مراسم ضمن پاره کردن پارچه نوشته های خوش آمدگویی به زبان ترکی، سه تن از خبرنگاران ماهنامه فرهنگی ترکی - فارسی بایرام به نامهای تلناز نعمتی، داود خداکرمی و بتول قاسمی را دستگیر کردند.بازداشت شدگان پس از یک روز بازداشت موقت با دادن تعهد آزاد شده اند. تهدید و ارعاب وممانعت از برگزاری مراسم روز جهانی کودک به زبان ترکی آذربایجانی در حالی صورت می گیرد که این مراسم در بسیاری از مهدکودکهای شهر زنجان به زبان فارسی و با حمایت مسئولین برگزار گردید.پیش از این نیز مسئولین امنیتی ایران از برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانیها همچون روز جهانی زبان مادری، قلعه بابک، گرامیداشت ستارخان و دهها مراسم فرهنگی دیگر ممانعت کرده بودند ممانعت از برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانیها در ایران در سالهای اخیر شدت یافته است و برگزارکنندگان و شرکت کنندگان این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت و بازداشت قرار می گیرند و به احکام سنگین زندان محکوم می گردند.

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

صدور احکام حبس برای فعالین مدنی آذربایجانی در رشت


ساوالان سسی : شعبه یک دادگاه تجدید نظر استان گیلان ودود اسدی و حسین رحیمی از فعالین مدنی آذربایجانی در رشت را به ترتیب به یکسال و شش ماه حبس تعلیقی محکوم کرد.

بر اساس حکم صادره از سوی دادگاه تجدید نظر، که به صورت شفاهی به اسدی ابلاغ شده است این فعال مدنی آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام و قومیت گرائی به یکسال حبس محکوم شده که این حکم به مدت پنج سال به حالت تعلق در آمده است.همچنین حسین رحیمی فعال دانشجویی آذربایجان در رشت نیز به شش ماه حبس تعلیقی و ۱۰۰ هزار تومان جریمه محکوم گردید.

جلسه رسیدگی به پرونده این دو فعال آذربایجانی روز سه شنبه ۵ خرداد ۸۸ در شعبه یک دادگاه تجدید نطر استان گیلان به ریاست قاضی امیر ناصری برگزار شده بود و حکم صادره در روز۳ مهر ۸۸ به صورت شفاهی در اجرای احکم دادگستری گیلان به این افراد ایلاغ شده است. مسئولین قضائی از ابلاغ کتبی حکم به این فعالین امتناع می کنند.

پیش از این شعبه یک دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی مصطفوی نیا طی حکمی ودود اسدی و حسین رحیمی از فعالین آذربایجانی در رشت را به ترتیب به تحمل یک سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم نموده بود. نامبردگان اوایل مرداد ۱۳۸۷ توسط ماموران امنیتی رشت بازداشت و پس از تحمل بیش از یکماه بازداشت موقت در بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند. این فعالین در مدت بازداشت تحت شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و جهت دادن اعترافات دروغین تحت فشار بوده اند.

فرانت لاین(سازمان بین المللی برای حفاظت از مدافعان حقوق بشر) در روز هشتم اوت و وزارت امورخارجه آمریکا در ۱۵ اوت ۲۰۰۸ با صدور بیانیه های جداگانه بازداشت ودود اسدی را محکوم و خواهان آزادی وی شده بودند.

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |

آزادی موقت یک فعال فرهنگی از زندان تبریز

ساوالان سسی : حسن عبداللهی (امید اوغلو) نویسنده و معلم زبان ترکی در تبریز که ۲۲ تیر ٨٨ در منزل شخصی توسط ماموران اداره اطلاعات این شهر بازداشت شده بود روز سه شنبه ۲۱ مهر ۸۸ پس از تحمل ۹۳ روز بازداشت موقت به قید وثیقه بیست میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.

به گفته نزدیکان عبداللهی اولین جلسه رسیدگی به اتهامات وی روز پنجشنبه ۲٨ آبان ٨٨ در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات برگزار خواهد شد. اتهام این فعال فرهنگی آذربایجانی تشکیل گروه غیرقانونی جهت بر هم زدن امنیت ملی، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه و تکثیر سی دی با خواست حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها عنوان شده است و نقی محمودی وکیل دادگستری در تبریز وکالت نامبرده را بر عهده دارد.

+ نوشته شده توسط خزر اوغلو در و ساعت |